توسط فاطمه غضنفریان فاطمه غضنفریان بدون دیدگاه

چگونه با نوجوان خود رفتار کنیم؟

چگونه با نوجوان خود رفتار کنیم؟

به نقل از پورتال مشاوره و مددکاری اجتماعی صبا:

✅ایفای نقش راهنمایی بجای دستوری:

در برخورد با مسائل نوجوان بهتر است از خودش کمک بگیریم یعنی این واقعیت را بداند که نخستین مسئول حلّ مشکل او، خودش است و برای حل آن باید اقدام نماید و ما والدین فقط وظیفه ی راهنمایی او را داریم که از عواقب تصمیم خودش مطلع شود.

 ✅ آموزش:

مهمترین دلیل ترس و اضطراب از هر موضوعی جهل و ناآگاهی نسبت به آن موضوع می‌باشد که ضروری است برای کاهش ترس و اضطراب‌های نوجوانی آموزش‌های لازم در مورد بلوغ، دوست‌یابی، حل مساله، گذراندن اوقات فراغت، برنامه‌ریزی درسی و مواردی از این قبیل به نوجوان آموزش داده شود.

✅ برقراری رابطه دوستانه و عاقلانه:

ما والدین با مراقبت دوستانه و عاقلانه خود احساس ایمنی و اطمینان را در وجود نوجوان ایجاد می‌کنیم.

✅اعتماد سازی:

باید بیاموزیم که چگونه حس اعتماد نوجوان را نسبت به خودمان جلب و جذب کنیم، چنانچه اعتماد میان نوجوان و والدین کمرنگ شود او برای حل مسائل خود به دیگران مراجعه می‌کند.

توسط فاطمه غضنفریان فاطمه غضنفریان بدون دیدگاه

تکنیک های رفتار با نوجوانان

تکنیک های رفتار با نوجوانان

به نقل از پورتال مشاوره و مددکاری اجتماعی صبا:

✅ایفای نقش راهنمایی بجای دستوری:

در برخورد با مسائل نوجوان بهتر است از خودش کمک بگیریم یعنی این واقعیت را بداند که نخستین مسئول حلّ مشکل او، خودش است و برای حل آن باید اقدام نماید و ما والدین فقط وظیفه ی راهنمایی او را داریم که از عواقب تصمیم خودش مطلع شود.

 ✅ آموزش:

مهمترین دلیل ترس و اضطراب از هر موضوعی جهل و ناآگاهی نسبت به آن موضوع می‌باشد که ضروری است برای کاهش ترس و اضطراب‌های نوجوانی آموزش‌های لازم در مورد بلوغ، دوست‌یابی، حل مساله، گذراندن اوقات فراغت، برنامه‌ریزی درسی و مواردی از این قبیل به نوجوان آموزش داده شود.

✅ برقراری رابطه دوستانه و عاقلانه:

ما والدین با مراقبت دوستانه و عاقلانه خود احساس ایمنی و اطمینان را در وجود نوجوان ایجاد می‌کنیم.

✅اعتماد سازی:

باید بیاموزیم که چگونه حس اعتماد نوجوان را نسبت به خودمان جلب و جذب کنیم، چنانچه اعتماد میان نوجوان و والدین کمرنگ شود او برای حل مسائل خود به دیگران مراجعه می‌کند.

توسط فاطمه غضنفریان فاطمه غضنفریان بدون دیدگاه

تکنیک های پیشگیری از مصرف مواد مخدر در نوجوانان

تکنیک های پیشگیری از مصرف مواد مخدر در نوجوانان

emaddakar.ir

به نقل از پورتال مشاوره و مددکاری اجتماعی صبا:

قوانینی در مورد رسانه هایی که در آن مصرف مواد نشان داده می شوند وضع کنید. توجه کنید که وقتی فرزندتان به منابع زیادی دسترسی دارد، باید متوجه نقش شما در چیزی که تماشا می کند باشد.

به زبان ساده احساسات تان نسبت به مواد مخدر را برای او شرح دهید. بدون عذاب او، برایش شرح دهید که مصرف مواد توسط او شما را تا چه اندازه ناراحت و نگران خواهد کرد. سخنرانی نکنید. در مورد مواد مخدر و تاثیرات آن بر مغز داده های واقعی ارائه کنید.

سیاستی در مورد تماس تلفنی اتخاذ کنید تا همیشه بدانید فرزندتان کجاست. به فرزندتان بگویید در ساعت معینی با خانه تماس بگیرد و بدون کلک مکان تقریبی اش را به شما بگوید.

با والدین دوستی که قرار است فرزندتان شب در خانه اش بخوابد یا به مهمانی برود تماس بگیرید. مرتب با والدین دیگر در ارتباط باشید.

نسبت به نشانه های مصرف دارو یا مواد مخدر هوشیار باشید. بعضی از نشانه ها عبارت اند از چشم های قرمز، سرفه های مزمن، تغییر در عادات غذایی، افزایش یا کاهش وزن، خستگی بیش از حد، کاهش نمرات، تغییر رفتار در جهت منفی، انتخاب دوستی های خطرناک و رفتار بی تفاوت. این ها می توانند نشانه این باشند که فرزندتان قدم در راه خطرناکی گذاشته است.

به طور مرتب با فرزند نوجوان تان صحبت کنید. در مورد احساسات، علایق و اوضاع و احوال زندگی صحبت کنید. با یادآوری تصمیمات خوبی که فرزندتان پیش تر گرفته، او را از تصمیمات بد دور نگه دارید. کودکان با عزت نفس به خودشان اهمیت می دهند و انتخاب های هوشمندانه ای می کنند.

کودکان به دلایل مختلفی مواد مخدر را تجربه می کنند: کنجکاوی، سرکشی، تظاهر، الگوها و فشار از جانب دوستان. اطمینان حاصل کنید که رفتار، نظارت و عشق شما بر همه این موارد برتری یابند.

توسط فاطمه غضنفریان فاطمه غضنفریان بدون دیدگاه

چگونه به طرف مقابل بگوییم رفتار او باعث ناراحتی ما شده؟

چگونه به طرف مقابل بگوییم رفتار او باعث ناراحتی ما شده؟

به نقل از پورتال مشاوره و مددکاری اجتماعی صبا:

ناراحتی همسر

emadadkar.ir

✍️ مثلا همسرتان دیر به خانه برگشته، به تلفنهای شما پاسخ نداده یا دیر امدن خود را اطلاع نداده است. شما نگران هستید اما با دیدن او نگرانی شما تبدیل به خشم و عصبانیت میشود.

➕رفتار اشتباه

➖به محض دیدن او بدون هیچ کلمه ایی پرخاشگری میکنید: سلام کردنت بخوره تو سر من، یه زنگ نمیتونستی بزنی؟
➖استفاده از کلمات همیشه یا هیچ وقت: تو همیشه بی فکر و بی خیالی، هیچ وقت من برات مهم نیستم.
➖به جای رفتار اشتباهش، شخصیت او را نشانه بگیرید: یه کم شعور داشتی یه زنگ میزدی
➖مشکلات گذشته را بازگو میکنید: یادته روز خواستگاری هم دیر اومدی؟ همون موقع باید میشناختمت

➕روش درست

➖لحظه ایی درنگ کنید. نفس عمیق بکشید. جمله خود را با کلمه وقتی که شروع کنید،،، سپس احساس خود را بیان کنید و در اخر دلیل خود را بگویید.

➖”وقتی” تو دیر میایی و جواب تلفنتو نمیدی “احساس نگرانی میکنم” چون فکر میکنم برات اتفاق بدی افتاده که جواب نمیدی.

➖ وقتی …. احساس میکنم …. چون ….

✍️ یک متد موفق در داشتن رابطه موفق است. به جای آنکه انگشت خود را به سمت طرف مقابل بگیرید از احساس خود حرف بزنید:

▪️وقتی غر میزنی حس میکنم برات کافی نیستم
▫️وقتی قهر میکنی حس میکنم خیلی ازت دورم
▪️وقتی داد میزنی حس میکنم منو دوست نداری
▫️وقتی گریه میکنی حس میکنم با من خوشبخت نیستی

توسط فاطمه غضنفریان فاطمه غضنفریان بدون دیدگاه

همین الان به یکى از خاطرات بدی….!

به نقل از پورتال مشاوره و مددکاری اجتماعی صبا:

خاطرات بد

emadadkar.ir

همین الان به یکى از خاطرات بدی که بارها و بارها ذهنت رو درگیر کرده فکر کن
مسلما احساساتی ناشی از خشم و دلخوری تو را فرا مى گیرد!
لطفا از شماره ٢٠ تا ١ معکوس بشمار
حالا به یکى از بهترین خاطرات سال ٩٧ تا الان فکر کن
مسلما احساس شادى و سرور مى کنى !
حالا خوب توجه کن
چیزى که حال تو را بد یا خوب مى کند فکرهایى است که خودت انتخاب مى کنى !
همانطور که ملاحظه کردى عواطف و احساسات ما فقط و فقط دست خودمان هست !
پس از هم اکنون مسئولیت حال خوبت رو به دست هیچ فرد یا ماجرایى نده و فقط و فقط خودت به عهده بگیر !
انسان قوى کسى است که به جاى اینکه محیط روى او تاثیر بگذارد ، او بر محیط و ماجراهایش تاثیر گذار باشد !
دوست عزیزم حال خوبت را خریداریم 
#دکتر_نیلوفر_اله_وردی

توسط فاطمه غضنفریان فاطمه غضنفریان بدون دیدگاه

چگونه با فرزندم در مورد طلاق صحبت کنم⁉️

چگونه با فرزندم در مورد طلاق صحبت کنم⁉️

به نقل از پورتال مشاوره و‌مددکاری اجتماعی صبا:

🔰وقتی می‌خواهید فرزندتان را از تصمیم خود مطلع کنید باید هردو با حضور فرزند یا همه فرزندانتان؛ مانند یک جلسه خانوادگی یک جا جمع شوید. این جلسه فرصتی است تا به سوالات فرزندتان با شفافیت پاسخ دهید و یک طرفه به قاضی نروید.

🔰مراقب باشید که این جلسه موقعیتی برای بحث و جدل دوباره در مقابل فرزندتان نشود. برای این منظور بهتر است پیش از آن با همسرتان تمام صحبت‌هایی که باید گفته شود را مرور کرده باشید و به توافق رسیده باشید.

👌مهمترین پیامی که در پشت خبر طلاق باید به کودک انتقال داده شود آن است که “پدر و مادر به خاطر دلایلی تصمیم گرفته‌اند که از هم جدا زندگی کنند و در این ماجرا تو (کودک) هیچ تقصیری نداشته‌ای”.

🔰به فرزندتان توضیح دهید که گاهی احساس بزرگترها نسبت به هم تغییر می‌کند یا نمی‌توانند در مورد مسائل زندگی‌شان باهم موافق باشند و مجبورند جدا شوند. اما یادآوری کنید که ارتباط بین والدین با کودک و فرزندان قابل جدا شدن نیست.

🔰بگویید “ما چون پدر و مادر تو هستیم با تو می‌مانیم از تو جدا نمی‌شویم، هرچند تصمیم داریم که از همدیگر جدا زندگی کنیم”.

🔰برای کودکان کوچکتر می‌توانید ساده‌تر بگویید، مثلا “بابا مامان می‌خوان تو خونه‌های جدا زندگی کنن تا کمتر باهم دعوا کنن، ولی ما هنوزم هردومون عاشق تو هستیم”.

🔰درباره آینده با او صحبت کنید و سعی کنید تمام اتفاقاتی که قرار است رخ دهد و تمام تغییراتی که در زندگی او اتفاق می‌افتد را با او در میان بگذارید.

🔰تغییر در زندگی با پدر یا مادر، محل زندگی اصلی، تغییر احتمالی مدرسه و چیزهایی از این قبیل را توضیح دهید و نظر فرزندتان را بپرسید. طبیعی است درباره این تصمیمات بین شما و فرزندتان اختلافاتی رخ دهد اما شما در آخر باید با فرزندانتان به یک توافق دوطرفه برسید

توسط فاطمه غضنفریان فاطمه غضنفریان بدون دیدگاه

چگونه ذهن ناخودآگاه راه برنامه ریزی کنیم؟

چگونه می توان ذهن ناخودآگاه خود را دوباره برنامه ریزی کرد.🧠💎🌈

به نقل از پورتال مشاوره و مددکاری اجتماعی صبا:

زمان برنامه ریزی مجدد ذهن ناخودآگاه است.
ذهن ناخودآگاه چیست؟
ذهن اول ما ذهن ناخودآگاه است.
همه ی ما یک «ذهن خودآگاه» و یک «ذهن ناخودآگاه» داریم.

ذهن «خودآگاه» حالتی که است که ما در آن آگاه هستیم که معمولا این حالت کمتر از ۵ درصد در ذهن ما وجود دارد.

ذهن «نا خودآگاه»، حالتی است که در آن آگاهی وجود ندارد که بیش از ۹۵ درصد حالت ( رفتاری، شخصیتی، فکری) ما را در بر میگیرد. یک غول بسیار بزرگ، که تمام تصمیمات، انتخاب ها، و حتی شخصیت ما در کنترل گرفته است.

ذهن ناخوداگاه، ذهن «خزنده» نیز نامیده میشود که بین ۲۵۰ تا ۵۰۰ سال این ذهن وجود درد. این ذهن به کنترل کننده مربوط میشود.

جایگاه ذهن ناخودآگاه همیشه در «لحظه حال» نیز است، همیشه روشن است و در حال پردازش می باشد. او همیشه در حال علامت دادن درست مانند یک موبایل می باشد.

کار اصلی ذهن ناخودآگاه توجه به «همه چیز» است.

🧠 چگونه می توان ذهن ناخودآگاه را دوباره برنامه ریزی کرد؟

باور اینکه ذهن ما یک «برنامه» است، و این ذهن توسط سیستم کنترل کننده ذهن هدایت میشود، اولین قدم شناخت برای پاکسازی ذهن ناخودآگاه است.

تغییر باورها، تغییر ذهن ناخوداگاهی است که ما در آن کنترل میشویم. تغییر باورها به گونه ای دیگر تغییر «واقعیت» و «حقیقت» ماست.

برای برنامه ریزی ذهن ناخوداگاه به خودآگاه نیاز به انجام دادن «کارهای جدید»، و رفتن به «محیط جدید» نیز خواهیم داشت تا متوجه توانایی های خود شویم و به تغییر باورهای خود جامه عمل بپوشانیم.

هر روز یک عادت کهنه و قدیمی خود را شناسایی کنیم، و برای شناخت حقیقت قدمی برداریم، عادت های کهنه را میتوان حتی نوع نگرش به زندگی « محیط، خانواده، دوستان» دانست. نوع رفتارها، نوع خوراک…. همگی جزوی از عادات ما و در ذهن ناخودآگاه ما جای گرفته اند.

توسط فاطمه غضنفریان فاطمه غضنفریان بدون دیدگاه

پند_پیرمرد

💎
#پند_پیرمرد

به نقل از پورتال مشاوره و مددکاری اجتماعی صبا:

پند یک پدر پیر روی تخت بیمارستان درحال مرگ به فرزندش:

✅منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش و اشکهایت را با دستان خود پاک کن (همه رهگذرند)

✅زبان استخوانی ندارد ولی اینقدر قوی هست که بتواند به راحتی قلبی را بشکند (مراقب حرفهایت باش)

✅به کسانی که پشت سرت حرف میزنند بی اعتنا باش آنها جایشان همانجاست دقیقا پشت سرت (گذشت داشته باش)

✅گاهی خداوند برای حفاظت از تو کسی یا چیزی را از تو میگیرد اصرار به برگشتنش نکن پشیمان خواهی شد (خداوند وجود دارد،پس حکمتش را قبول کن)

✅عمر من ۸۰ ساله ولی مثل ۸ دقیقه گذشت و داره به پایان میرسه (تو این دقیقه های کم،کسی را از دست خودت ناراحت نکن)

✅انسان به اخلاقش هست نه به مظهرش.اگرصدای بلند نشانگر مردانگی بود سگ سرور مردان بود

✅قبل از اینکه سرت را بالا ببری و نداشته هات را به پیش خدا گلایه کنی نظری به پایین بینداز و داشته هات را شاکر باش.

✅انسان بزرگ نمیشود جز به وسیله ی فکرش.

توسط فاطمه غضنفریان فاطمه غضنفریان بدون دیدگاه

هوش معنوی (SQ) چیست؟

این هوش برخلاف هوش عقلانی که کامپیوترها هم از آن بهره مندند و نیز هوش عاطفی که در برخی از پستانداران رده بالا دیده می شود، خاص انسان است.

موفقیت: هوش به عنوان یک توانایی شناختی در سال ۱۹۰۵ میلادی توسط آلفرد بینه و تئودور سیمون مطرح شد. با وجودی که درخصوص این پدیده بررسی های متعددی انجام گرفته و نظریه های متفاوتی ارایه شده اما هنوز صاحبنظران به همسویی کلی در مورد ابعاد گوناگون هوش دست نیافته اند. در بین نظریات مطرح شده دو نظریه از مقبولیت بیشتری برخوردار هستند.

نظریه هوش چندگانه هوارد گاردنر شامل:

هوش کلامی: توانایی تفکر کلامی و استفاده از زبان برای بیان منظورها
هوش منطقی – ریاضی: توانایی انجام عملیات ریاضی
هوش فضایی: توانایی تفکر سه بعدی
هوش بدنی – جنبشی: توانایی دستکاری اشیا و تبحر جسمی
هوش موسیقیایی: حساس بودن نسبت به زیر و بم آهنگ، ریتم و تن صدا
هوش بین فردی: توانایی درک دیگران و تعامل موثر با آنها
هوش درون فردی: توانایی فهم خود
هوش طبیعی: مشاهده الگوهای طبیعت و فهم نظام های طبیعی و مصنوعی ساخت انسان
هوش وجودی: ظرفیت مطرح کردن سوالات وجودی

هوش معنویی

emadadkar.ir

نظریه هوش سه گانه دانا زوهار و یان مارشال

این هوش ها با هوش جسمانی (PQ) یعنی توانایی کنترل ماهرانه بدن و استفاده از اشیا آغاز می شوند و بر اساس سیستم های عصبی مغز مشخص می گردند. زوهار و مارشال معتقدند هوش های دیگر زیرمجموعه های این سه هوش هستند.

هوش عقلانی (IQ): این هوش مربوط به مهارت های منطقی و زبانشناسی ماست که در حال حاضر بیش از سایر هوش ها به عنوان ملاک موفقیت آموزشی محسوب می شود و مناسب حل مساله ریاضی و منطقی است.

هوش عاطفی یا هیجانی (EQ): به افراد کمک می کند عواطف خود و دیگران را مدیریت کنند. این هوش در موفقیت حرفه ای و شخصی فرد بسیار موثر است و آنها را در برقراری ارتباط یاری می دهد و تا حدی از قابلیت پیشگویی نیز برخوردار است.

هوش معنوی (SQ): این هوش برخلاف هوش عقلانی که کامپیوترها هم از آن بهره مندند و نیز هوش عاطفی که در برخی از پستانداران رده بالا دیده می شود، خاص انسان است. زوهار و مارشال هوش معنوی را یک بعد جدید از هوش انسانی معرفی کردند و به نظر آنها هوشنهایی است و برای حل مسائل مفهومی و ارزشی استفاده می شود. هوش معنوی زمینه تمام آن چیزهایی است که ما به آنها اعتقاد و باور داریم. سوال های جدی در مورد اینکه از کجا آمده ایم، به کجا می رویم و هدف اصلی زندگی چیست، از نمودهای هوش معنوی است. 

این هوش برای کارکرد اثربخش هوش عقلانی و هوش عاطفی ضرورت دارد. در واقع هوش عقلانی دروازه ورود فرد برای کسب موفقیت در رشته تحصیلی مورد علاقه اش است، اما آنچه او را در زمره بهترین ها در شغل و حرفه او قرار می دهد، هوش عاطفی است. 

بهره مندی از حداقل هوش عاطفی آغاز راه سفر به سوی معنویت، خودآگاهی و هوش معنوی است که خود موجب تقویت هوش عاطفی می شود. از طرف دیگر هوش عاطفی نیز می تواند در رشد و ارتقای هوش معنوی موثر باشد. دو هوش عاطفی و هوش معنوی تاثیری مستقیم و مثبت بر یکدیگر دارند. رشد و توسعه هر یک باعث پرورش و توسعه دیگری می شود.

رابطه هوش ها (سیندی ویگلورث)

هوش معنوی جنبه های مختلفی از آگاهی و زندگی ذهنی و روحی درونی فرد را با زندگی و کار بیرونی متصل و یکپارچه می کند و نوعی آگاهی درباره تمامیت جهان به شکلی کلی به فرد می دهد.

سیندی ویگلورث معتقد است که هوش معنوی توانایی رفتار کردن با دلسوزی و دانایی در حین آرامش درونی و بیرونی، صرفنظر از پیشامدها و رویدادهاست. افراد با هوش معنوی در حین قضاوت، توانایی منصفانه و دلسوزانه رفتار کردن را دارند.

هوش معنوی ما را قادر می سازد همه چیز را آنطور که هستند ببینیم. این هوش همان هوشی است که رهبران مشهور و محبوب جهان را هدایت کرده است. رهبران معنوی با داشتن این هوش می توانند بزرگترین فشارها را تحمل کنند.

رابرت ایمونز تلاش کرد معنویت را بر اساس تعریف گاردنر از هوش، در چارچوب هوش معنوی مطرح کند. وی معتقد است که هوش معنوی مجموعه ای از توانایی ها برای بهره گیری از منابع دینی و معنوی است. به نظر ایمونز پنج توانایی معرف این هوش است:

قابلیت تعالی فیزیکی و مادی: افراد با هوش معنوی، ظرفیت تعالی داشته و تمایل بالایی نسبت به هشیاری دارند.

توانایی ورود به سطح معنوی بالاتر: از یک حقیقت غایی که ایجاد احساس یگانگی و وحدت می کند، آگاهی دارند.

توانایی یافتن تقدس در فعالیت ها، رویدادها و روابط روزمره: حضور الهی را در فعالیت های عادی تشخیص می دهند.

هوش معنویی

emadadkar.ir

توانایی به کارگیری منابع معنوی برای حل مسائل زندگی: افرادی که ذاتا مذهبی هستند راحت تر می توانند با استرس ها برخورد کنند و بیش از سایرین بر بحران های روحی و مشکلات غلبه کنند.

توانایی انجام رفتار فاضلانه و ظرفیت پرهیزگاری بالا.

مولفه های متعدد دیگری نیز برای هوش معنوی ذکر می شود، نظیر: عقل شهودی؛ ادراک مستدل؛ آگاهی بر خواست و نیت؛ قدرت و عدالت متمرکز؛ عملکرد همراه با بصیرت؛ آگاهی و توان دوراندیشی؛ حس ماوراء الطبیعه و تقدس؛ آرامش درونی و بیرونی؛ دیدن وحدت در کثرت؛ پیوند و خدمت خلاق؛ خیرخواهی عملی و معنوی؛ خردمندی؛ فضیلت و انسانیت؛ دلسوزی، شفا و بخشش؛ وقار و تعهد؛ زندگی با شوق؛ عشق، فداکاری و شفقت؛ ایمان و ایثار؛ و راحت بودن در تنهایی بدون احساس تنهایی.

روانشناسان همچنین صفات زیر را برای افرادی که از این هوش برخوردارند نام می برند:

* خودآگاهی
* کل نگر بودن
* مستقل بودن (شهامت)
* استقلال از محیط: شجاعت کلی برای انجام عمل برخلاف عرف رایج
* گفتن «چرا؟»
* قابلیت مواجهه با مشکلات و ناملایمات و حتی به فرصت تبدیل کردن آنها
* خودکنترلی: توانمند بودن در خودداری و کنترل خویش
* انعطاف پذیری
* پرداختن به سجایای اخلاقی و اهمیت دادن به آنها
* درس گرفتن از تجربیات و شکست ها
* خودجوش بودن
* درست اندیشیدن
* عدم فرار از میدان حوادث
* رهایی از لغزش ها و دام های شیطانی
* حسی که افراد را هدایت درونی می کند
* برونز کامل عشق در شخصیت فرد، توانایی برای شاد زیستن
افراد با هوش معنوی کسانی هستند که می دانند «چرا» انجام می دهند و «چه چیزی» را انجام می دهند. همیشه بر اساس یک رسالت مشابه عمل می کنند. آنها بر اساس خدمت رسانی به دیگران زندگی می کنند. آنها دیگران را به خاطر چیزی سرزنش نمی کنند و همواره مسوولیت بخشش خود و عملکردهایشان را می پذیرند. 

برای رضایت داشتن از خودشان نیازی به تصدیق دیگران ندارند. از وابستگی به دیگران برای کسب ایمنی رها هستند، چون اعتقاد دارند ایمنی از خودشان است نه از بیرون. آنها کار را مکانی برای خلاقیت، اعتماد به نفس و یادگیری، جایی که پول و پاداش، ثانویه است، می دانند. آنها افراد محیط کار را به عنوان انسان هایی با قوت، ضعف، نگرانی، نیازها و خواسته های خودشان در نظر می گیرند، برای آنها روابط، همواره قبل از کار است.

آنها از زندگی مادی دست نمی کشند بلکه خواهان ایجاد تعادلی در زندگی مادی همسو با اهداف متعالی و معنوی خود هستند.

مدیر معنوی در برخورد با موقعیت ها به جای مداخله در امور، به ایجاد بصیرت می پردازد؛ به جای کنترل، اعتماد می کند و به جای مطرح کردن خود، فروتنی نشان می دهد.
هوش معنوی و مدیریت

تاثیر فوق العاده هوش معنوی بر متغیرهای مهم مدیریت همچون رهبری، انگیزش، خودکنترلی، قابلیت تغییر، ارتباطات، عملکرد و … و نیز ارتباطش با دیگر انواع هوش سبب می شود معنویت و هوش معنوی به یک موضوع مهم در حوزه مدیریت و سازمان تبدیل شود.

مدیرانی که دیدگاه معنوی دارند، نسبت به تغییر، پذیراتر و به دنبال هدف و معنا برای سازمان خود هستند. اهمیت اتصال به یک کل بزرگتر را می فهمند، ادراک و بیانی فردی از معنویت خود دارند. این افراد از ذهنیت وفور برخوردارند یعنی باور دارند که منابع کافی برای همه وجود دارد و نیاز به رقابت نیست. 

در نتیجه افراد راحت تر به یکدیگر اعتماد می کنند، اطلاعات و کارشان را به مشارکت می گذارند و با همکاران و اعضای گروهشان هماهنگ می شوند تا به اهداف نهایی خود برسند. افراد در سلسله مراتب سازمان هایی که گرایش معنوی دارند، برای توانمندسازی یکدیگر تلاش می کنند. در موقعیت های تعارض از راهبردهای همکاری برد – برد استفاده می کنند.

مدیر معنوی در برخورد با موقعیت ها به جای مداخله در امور، به ایجاد بصیرت می پردازد؛ به جای کنترل، اعتماد می کند و به جای مطرح کردن خود، فروتنی نشان می دهد. مدیر معنوی بر ارزش های اخلاقی مثل صداقت، درستی، آزادی و عدالت تاکید دارد. او هویت اخلاقی کارکنان خود را بهبود داده و تعهد عمیقی در آنان ایجاد می کند و بین آنها روابط سازنده را حاکم می سازد. 

مدیر معنوی بر توسعه فردی، تصمیم گیری مشترک، و کمک به خودشکوفایی تاکید دارد. اگر ارزش های اصلی اش مورد تهدید قرار گیرد، به جای تطبیق با عقاید و افکار دیگران، آنها را به چالش می کشد تا به نتیجه والا برسد. مدیر معنوی اجازه نمی دهد مقام و موقعیت ذهن او را درگیر سازد، زیرا ذهن همواره با این تهدید روبرو است که توسط موقعیت ها و حاشیه های به ظاهر مهم به گروگان گرفته شود.مدیر معنوی به جای هدایت شدن توسط موقعیت، خودش موقعیت را خلق و هدایت می کند.

امروزه روانشناسان بر این باورند که موفقیت نهایی یک سازمان بزرگ به هوش معنوی مدیران و کارکنان آن بستگی دارد هر چند که هوش عقلانی و هوش عاطفی نیز تا حدی این موفقیت را تضمین می کند. آنها معتقدند تشویق معنویت در محیط کار می تواند منجر به افزایش خلاقیت، صداقت و اعتماد، حس تکامل شخصی، تعهد سازمانی، رضایت شغلی، مشارکت شغلی، اخلاق و وجدان کاری، انگیزش، عملکرد و بهره وری بالا شود. یک مدیر معنوی قادر می شود طوری سازمان خود را به موفقیت برساند که همه مشتریان، کارکنان و افراد جامعه از آن منتفع شوند.

توسط فاطمه غضنفریان فاطمه غضنفریان بدون دیدگاه

هوش هیجانی(Emotional intelligence)

هوش هیجانی(Emotional intelligence)

به نقل از پورتال مشاوره و مددکاری اجتماعی صبا:

هوش هیجانی(یا به طور مختصر EQ)، یکی از علائم بسیار مهم در بلوغ عاطفی و یکی از شاخص های بسیار مهم برای موفقیت در زندگی- به ویژه داشتن روابط موفق با دیگران است.
هوش هیجانی(EQ)، به طور خیلی ساده یعنی درک کردن احساسات خود و دیگران و مدیریت صحیح هیجان ها.
هوش هیجانی(EQ) ارتباطی با ضریب هوشی(IQ) ندارد؛ به این معنا که فردی ممکن است IQ بالایی داشته باشد و در زمینه های علمی، شغلی، مالی و… بسیار باهوش و موفق باشد، اما هوش هیجانی(EQ) ضعیفی داشته باشد و در روابط اجتماعی و عاطفی و زندگی خصوصی اش یک فرد شکست خورده و ناموفق باشد.
✴ اصول هوش هیجانی(EQ) عبارتند از:

🔶 ۱)خودآگاهی(شناخت خود)
🔶 ۲)مدیریت احساسات
🔶 ۳)خودانگیزی و روحیه پرنشاط
🔶 ۴)همدلی و توانایی درک دیگران
🔶 ۵)مدیریت ارتباطات
زنان یا مردانی که “هوش هیجانی” خوبی ندارند، نمی توانند روابط موفقی با دیگران برقرار سازند و در روابط اجتماعی، عشقی یا ازدواج های خود مدام با شکست مواجه می شوند.
هوش هیجانی را می توان ارتقاء داد و آموخت، اما این کار به تمرین و تلاش بسیار زیاد نیاز دارد.

✴ مشخصاتِ هوش هیجانی در “زنان” عبارت است از:
۱)آرام و خونسرد و با اعتماد به نفس است و یک نوع جذابیت، آرامش و متانت در چهره و رفتارش وجود دارد.
۲)شخصیتِ سالم، راحت و با عزت نفسی دارد و گرفتار خودخواهی و خودبزرگ بینی و منفی نگری نیست.
۳)در روابط و وظایفش فردی متعهد، وفادار و مسئولیت پذیر است و می توان روی سخن و قول او حساب کرد.
۴)مستقل و هدفمند است. اهدافش را درست انتخاب می کند و دُرُست به هدف می زند.
۵)در روابط جنسی قاعده و قانون خاصی دارد و در عین اخلاق گرایی، باز و راحت و جسورانه عمل می کند.

✴ مشخصاتِ هوش هیجانی در مردان عبارت است از:

۱)قاطع، با اعتماد به نفس، تصمیم گیرنده و مستقل است و صلابت و استواری آشکاری در چهره
۲)در عین جدیت و منطقی بودن، توانایی ابراز احساساتش را نیز دارد و می تواند به شکل موثری احساساتش را در قالب رفتار و گفتار بروز دهد.
۳)با وجود تمام وسوسه ها و جاذبه های دیگری که برای برقراری ارتباط وجود دارد، می تواند به معشوق و همسرش وفادار باشد و متعهد باقی بماند.
۴)دلسوز و مهربان و حمایت کننده و مراقب است.
۵)غرورِ کاذب و خودشیفتگی نداشته و احساس مسئولیت زیادی نسبت به رفتارش دارد، و اگر مرتکب اشتباهی شد متواضعانه عذرخواهی می کند.

✅ “هوش هیجانی”، یعنی شناختِ افکار و احساسات خود و دیگران و مدیریت و جهت دهی درست آنها.
داشتن هوش هیجانی بالا، یکی از شروط لازم برای داشتن ارتباطاتِ موفق است و بدون آن زن و مرد توانایی خروج از هزارتوی پیچیده و سردرگم کننده روابط را ندارند و فقط دور خودشان می چرخند و می چرخند و می چرخند و در انتها هم در تله های ارتباطی می افتند!