کارل یونگ و چهار الگوی انسانی

به نقل از پورتال مشاوره و مدداری اجتماعی صبا:

emadadkar.ir

کارل یونگ روانکاو معروف سوییسی معتقد است همانطور که ما انواع قابلیت های فیزیکی و غرایز را از اجدادمان به ارث می بریم، روح و روان و نیت ها و خصوصیات نیز به ما منتقل می شوند.

به نظر یونگ، ما انسانها بدون اینکه متوجه باشیم از یک انبار بزرگ اخلاق، رفتار، تجربه و حتی شکست ها و ترس های اجدادمان تاثیر می گیریم. انبار مشترکی که آن را « ناخودآگاه جمعی» می نامد.

بر همین اساس، کارل یونگ چهار الگوی ارثی رفتار انسانی را شرح می دهد که برای رشد شخصیت و روان خودمان استفاده می کنیم.

چهار الگوی اصلی یونگ یعنی « پرسونا، آنیما و آنیموس، سایه و خود» در حقیقت حاصل تجربه و دانش طولانی مدت نژاد بشر است. همه خاطرات و تجربیات و اطلاعات بشر که مدام افزوده می شود و به نسل بعدی منتقل می شود.

یونگ می گوید هویت یک نوزاد مثل یک تخته سیاه دست نخورده نیست که فقط از اول زندگی بر آن نوشته می شود، به نظر او انسانها با انواع مدل های شخصیتی و هویتی و رفتاری که از اجداد انسانی به ارث برده اند متولد می شوند.

چهار کهن الگوی اساسی بشر عبارتند از :

۱- شخصیتی که دوست داریم از خودمان بروز دهیم – The persona

در هر جامعه، فرهنگ و مذهب و اخلاقی وجود دارد که اغلب ما انسانها با آنها کنار می آییم و سعی می کنیم خودمان را شبیه و همراه آنها بسازیم. برای این کار به تمناهای منفی درون خودمان، مهار می زنیم.

۲- شخصیتی که دوست داریم در سایه نگه داریم – The shadow

هر آنچه که فکر می کنیم درست نیست و نباید قابل دسترس باشد. هر نوع امیال جنسی یا هر نوع شناخت در باره ضعف های خودمان یا همه غفلت ها و کم آوردن های زندگی، جزو الگوی سایه است. این بخش از هویت و شخصیت را نمی پسندیم چون نمی خواهیم کینه توز، حسود، طمعکار و بوالهوس باشیم.

۳- قدرت زنانه و ظرافت مردانه – The anima/animus

یونگ معتقد است زن بودن یا مرد بودن یک هویت ثابت انسان نیست و مثلا هر مرد یک بخش زنانه و هر زن هم یک بخش مردان در خود دارد. حتی هر دو جنس از هورمون های دیگری، در بدن خود دارند. جوامع بشری به طور سنتی مردان و زنان را به حالت های مجزای زنانه یا مردانه سوق داده اند. در صورتی که یونگ می گوید بهتر است بپذیریم در وجود هر زن یا مرد، جنس مخالف وجود دارد که باید کشف و توسعه یابد.

۴- خود واقعی – The self

همه وجود ما مدام در حال تلاش است تا به یک تعریف همه جانبه از « خود» برسد. هویتی که ترکیبی از ناخوادگاه جمعی و شخصی ما است. وقتی این قابلیت ایجاد شود ما رشد می کنیم و به خرد و شعور بیشتر دست می یابیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *